Leave a comment

صفات پیشنهادی (التزامی)

(صفات پیشنهادی/التزامی) (تنها درصورتی که بعد از آن ها that-clause آمده باشد)
Advisable اِدوایزِبل قابل توصیه
Best بِست بهترین
Better بِدِر بهتر
Desirable دیزایِرِبل مطلوب
Essential ایسِنشال ضروری، لازم
Good گود خوب
Imperative ایمپیرِتیو اجباری، امری، لازم
Important ایمپُرتَنت مهم، با اهمیت
Mandatory مَن دِتِری اجباری
Necessary نی سِ سِ ری ضروری، لازم
Preferable پیری فِرِبل ارجح
Requisite ری کو ایی زیت لازم
Urgent اِجِنت فوری، ضروری
Vital وایتِل حیاتی، ضروری
—–
(صفات پیشنهادی/التزامی در جمله)
فعل ساده + فاعل + that + صفت پیشنهادی + is + It = ساختار پیشنهادی

It is important she study every day

ایت ایز ایمپُرتَنت شی اِستادی اِو ری دِی.
مهم است هر روز مطالعه کند.

… + (مفعول) + مصدر با to + صفت پیشنهادی + is + It = ساختار معمولی

It is important to verify the data

ایت ایز ایم پُرتَنت تو وِ ری فای دِ دِی تا.
بررسی کردن داده ها مهم است.

P.P. + be + فاعل + that + صفت پیشنهادی + It is = ساختار پیشنهادی مجهول

It is important that the data be verified

ایت ایز ایم پُر تَنت دَت دِ دِیتا بی وِ ری فاید.
اینکه داده ها بررسی شوند اهمیت دارد.

Leave a comment

اسامی پیشنهادی (التزامی)

(اسامی التزامی/پیشنهادی)
Demand دیماند تقاضا
Insistence اینسیستِنس اصرار
Preference پریفِرِنس ترجیح
Proposal پِرِپُزل پیشنهاد
Recommendation ریکِمیندِی شِن توصیه
Regulation ریگیو لِی شِن قانون، مقررات
Request ری کواِست خواهش
Requirement ری کوآیِر مِنت التزام، نیاز
Rule روول قانون
Suggestion سِجِسشِن پیشنهاد

——

(اسامی التزامی/پیشنهادی)
مثال:

صحیح=He complied with the requirement that all graduate students in education write a thesis.

اشتباه=He complied with the requirement that all graduate students in education should write a thesis.

هی کسمپِلاید وید دِ ریکوآیرمِنت دَت اُل گِرَجواِیت اِستی یو دِنتز این اِجوکِی شِن رایت اِ تی سِس.
او از قانونی که بر اساس آن تمام دانشجویان دوره کارشناسی ارشد در طول تحصیل باید پایان نامه ارائه کنند، تبعیت کرد.