Leave a comment

کفیر اثر روی فعالیت میکروبی روده موش

یک مدل خوب برای آزمایش های انسانی

برای مطالعه دقیق روی کفیر نیاز به آزمایش های واقعی است. جمعیت میکروبی که در روده موش ساکن هستند طی سالهای اخیر به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. بنابراین دستگاه گوارش موش یک مدل عالی برای بررسی تأثیر انواع رژیم های غذایی روی این اکوسیستم ارائه می دهد. موشها را می توان در شرایط کنترل شده حفظ کرد و قسمتهای مختلف دستگاه گوارش را می توان پس از کشتن حیوانات نمونه برداری کرد بنابراین از لزوم اتکا به داده های بدست آمده از معاینه مدفوع برای کفیر اثر روی فعالیت جلوگیری می شود. بدیهی است که باید در مطالعات بعدی ماهیت رژیم غذایی و حیوان آزمایشی مورد بررسی قرار گیرد. از قرار گرفتن مجدد داده ها از موش ها به انسان باید جلوگیری شود اگرچه در انسان از توسعه اپیتلیوم دستگاه گوارش برنامه توسعه ای مشابه آنچه در جوندگان مشاهده می شود دنبال می شود.

تشابه لوله گوارش جوندگان
برای مطالعه روی کفیر اثر میکروبی بهترین روش استفاده از مدل های مشابه انسان است. گزارش های قبلی از مطالعات میکروبیوتای معمولی موش ها و انسان نشان می دهد که ترکیب آن به طور کلی جهانی است. احتمالاً این نشان دهنده شباهت های آناتومی و فیزیولوژی دستگاه گوارش این جوندگان است. میکروبیوتای معمولی در طول کل دستگاه گوارش قابل تشخیص است اما انواع خاصی از میکروارگانیسم ها در هر منطقه وجود دارد. در کفیر اثر روی روده موش گونه های عددی غالب به طور واضح باکتری های بی هوازی هستند اما تعداد زیادی از باکتری های میکروب های هوازی و غیر هوازی از نظر جنبه بی هوازی نیز وجود دارند. تعداد گونه ها و جمعیت باکتری ها در بزرگسالان سالم نسبتاً پایدار است. علاوه بر میکرو فلورای طبیعی موجود در دستگاه گوارش، میکروارگانیسم های مختلفی با غذا معرفی می شوند.
این میکرو فلور گذرا تأثیر مهمی در دستگاه گوارش فوقانی دارد. به نظر می رسد این اثر در دستگاه تحتانی کمتر است. علیرغم ثبات آن فلور روده می تواند توسط انواع زیادی از داخلی (اسید معده، نمکهای صفراوی) و عوامل خارجی (رژیم غذایی، عفونت، پیری، آنتی بیوتیک) متاثر شود.

محتوای میکروبی کفیر
هنگامی که محتوای میکروبی کفیر اثر فعالیت مورد مطالعه قرار گرفت مهمترین گروه باکتری ها باکتری های اسید لاکتیک بودند. لاکتوباسیل های موجود در آن که در محیط MRS جدا شده بودند با استفاده از سیستم API-50CH شناسایی شدند. لاکتوکوکوس برویس و لاکتوباسیلوس کفیر در نمونه های kefir مورد بررسی قرار گرفتند اما جدا شده های L. paracasei ، L. plantarum ، L. acidophilus و L. kefiranofaciens پیدا شد. بین جدايه هاي مخمر، مخمرهاي تخمير غير لاكتوز غالب بودند (Saccharomyces cerevisiae، S. unisporus)، اگرچه برخي از مخمرهاي مختلف تخمير لاكتوز مشخص شدند (Kluyveromyces marxianus ، K. lactis و Candida Kefir). مانند ماست میزان لاکتوز در کفیر کاهش می یابد و سطح b-galactosidase در نتیجه تخمیر افزایش می یابد. این مخمرها به کمبود لاکتوز محصول نهایی kefir کمک می کنند.
طبق مطالعات انجام شده رژیم کفیر تأثیر قابل توجهی در ترکیب فلور میکروبی داشت. چشمگیرترین تفاوت ها با کلستریدیا و باکتری های اسید لاکتیک بود.

تاثیر کفیر در تغییر جمعیت میکروفلورای روده

نشان داده شده است که مصرف کفیر میکروبی روده موش همچنین می تواند سطح باکتری های اسید لاکتیک در روده کوچک و روده بزرگ را افزایش دهد. سایر تحقیقات همچنین نشان داده اند که جمعیت لاکتوباسیلوس می تواند تعداد اشریشیا کولی و کوکهای بی هوازی مدفوع را کاهش دهد. در مطالعه ای که روی موش های آزمایشگاهی انجام شد تعداد اعضای Enterobacteriaceae در مخاط روده بزرگ اندکی کاهش یافت. با این حال تعداد باکتری های بی هوازی و تعداد باکتری های بی هوازی گرم منفی در روده بزرگ به طور قابل توجهی کاهش یافته و این در موش های تحت درمان با ۷ ماه برجسته تر بود. کلستریدیا کاهش سولفیت نیز به طور قابل توجهی کاهش یافته است. این نشان می دهد که پس از یک دوره استقرار میکرو فلورای کفیر اثر ضد حسی علیه میکرو فلورای بی هوازی اعمال می کند. از دیدگاه پزشکی مهار میکرو فلورای بی هوازی مورد توجه است. مطالعات متعددی نشان داده اند که باکتری های بی هوازی گرم منفی اغلب در مکانهای آلوده در بیماران با عوارض سپتیک بعد از عمل جراحی جدا می شوند.

رژیم کفیر
نسبت افزایشی آنتروکوکهایی که در روده کوچک در طول درمان با رژیم کفیر مشاهده شده بود نیز بسیار مهم بود. تعداد اینتر کوکسی ها با رژیم kefir 10 برابر افزایش یافته است. انتروکوکها در مکانهای مشابه محیطی با لیستریا رخ می دهند. با توجه به مطالعات قبلی Enterococcus faecium در برابر طیف گسترده ای از لیستریا فعالیت ضد میکروبی دارد. اگرچه اهمیت این تعامل ممکن است با عدم وجود مواد مغذی مانند پپتیدها که برای ضد میکروب ضروری به نظر می رسد محدود باشد.

درمان آبسه های شکمی با کفیر

اثرات رژیم غذایی (مانند مصرف کفیر) بر ترکیب میکرو فلورای روده ممکن است به این پدیده کمک کند که محتوای روده بزرگ موش در رژیم غذایی گوشت عفونت بیشتری در القاء آبسه های داخل شکمی در مقایسه با محتوای روده بزرگ موش ها در رژیم غذایی معمولی چو دارد. گزارش های قبلی نشان داده اند که در انسان ، رژیم غذایی کم مایع یا رژیم غذایی گوشتی به شدت روی تأثیر میکرو فلورای مدفوع انسان تأثیر نمی گذارد. بنابراین تغییرات رژیم غذایی کفیر ممکن است تأثیر کمی در جمعیت میکروبی در روده بزرگ انسان داشته باشد. از طرف دیگر این واقعیت که حیوانات در سنین جوانی تحت کنترل رژیم غذایی قرار گرفتند ممکن است در استعمار میکرو فلور در دستگاه گوارش بسیار مهم باشد. کار حاضر نشان می دهد که رژیم غذایی kefir بر عملکرد میکروبی کفیر اثر روده موش اثر برجسته ای دارد. کفیر دارای فعالیت ضد میکروبی در شرایط آزمایشگاهی در برابر طیف گسترده ای از باکتری های گرم مثبت و گرم منفی و قارچ ها است. البته اثر رژیم غذایی مصرف شده توسط میزبان حیوانات ممکن است نتیجه تأثیر مستقیم اجزای رژیم غذایی بر میکروبهای دستگاه گوارش نباشد. رژیم غذایی به وضوح بر وضعیت کلی حیوان تأثیر می گذارد و هرگونه تغییر ایجاد شده در فیزیولوژی میزبان حیوانات به طور غیرمستقیم بر میکروب های موجود در اکوسیستم دستگاه گوارش تأثیر می گذارد. آشکار است که در مطالعات اکولوژیکال آینده دستگاه گوارش باید ماهیت رژیم غذایی مانند کفیر با دقت مورد توجه قرار گیرد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *